گفتم : همکار گرامی چرا اینقدر به هم ریخته ای؟ لاغرشده ای! رژیم غذائی داری یا ورزش سخت انجام می دهی؟

گفت: مریضم!!!

گفتم : ( با خنده) این که غصه ای ندارد ! در این دنیای پیشرفته هر دردی داروئی دارد !!!

گفت : دکتر رفته ام دوایم پیدا نمی شود!!!

: به تحریم خورده؟ !ای بابا نکنه مریضی جدی گرفتی ؟ سرطانی  ...

: نه!!!

: نه؟ ! پس چی ؟ مگه دارویت حالا چی هست ؟ بگو شاید بتوانم از ناصرخسرو برایت تهیه کنم!

گفت : از مولوی  ، نظامی ، فردوسی ، سعدی و حافظ هم کاری ساخته نیست!!!

گفتم : خوب حالا می گی چی هست؟

گفت : محبت!  یک جو محبت !

گفتم: ( با ناباوری و خنده) حتماً دردت هم کمبود محبت است !!! شوخی می کنی؟!

گفت : نه شوخی نمی کنم ! دردم همین درد های  جسمانی هست! اما دکترها می گویند دوایش هیجان مثبت است!!! یعنی محبت 

گفتم بچه هایت ...

حرفم را قطع کرد و گفت من از هیچ کس توقعی ندارم آنها دنبال زندگی خودشان هستند و از روزی که مرا اینجا گذاشتند . هر از گاهی می آیند و ...

گفتم از آن هم دانش آموز  و دانشجو که آن روزها پزش را می دادی چه خبر ؟؟؟

لبخند تلخی زد و گفت خودت خوب می دانی  آنها لنگ نمره هستند ، نمره را که رد کنی اگر افتاده باشند پاشنۀ در موبایلت را از پاشنه در می آورند و ولی اگر نمرۀ خوبی آورده باشند دیدار به قیامت!!!

گفتم : خاک بر سرت  با این دردت و این دوایش !!! حالا درد کم بود؟ اگر سرطان یا طالاسمی یا ام اس یا ... داشتی دوایش راحت تر پیدا می شد!!!

 ولی خودمانیم محبت هم برای خودش داروئی هست!!! که شاعر می گوید:

از محبت خارها گل می شود / وز محبت سرکه ها مل می شود!

{ امروزه هم محققان معتقدند بسیاری از بیماری های جسمی و روحی منشأ روحی دارد و عامل آن هیجانات روحی منفی است و همین هیجانات منفی همچنان که می تواند عامل بیماری جسمی باشد می تواند در  روند بهبود ی بیماری اختلال ایجاد کند و برعکس هیجانات مثبت روحی نیز می تواند در روند بهبودی کارساز باشد . بعضی بیماری ها مثل :زخم معده ، زخم اثنا عشر ، فشار خون ، دیابت ، بعضی از انوای بیماری قلب و ریه ، بعضی بیماری های گوش و سر و  انواع افسردگی ها، ... از این قرارند. }

توصیه :

دل آدم ...چه گرم می شود گاهی ساده...به یک دلخوشی کوچک...

به یک احوالپرسی ساده...به یک دلداری کوتاه ...

به یک "تکان سر" یعنی تو را می فهمم...

... به یک گوش دادن خالی ...بدون داوری! به یک پرسش :"روزگارت چگونه است ؟"

... به یک وقت گذاشتن برای تو...

به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان قهوه !

به شنیدن یک "من کنارت هستم "... به یک هدیه ی بی مناسبت ...

به یک" دوستت دارم "بی دلیل ...

به یک غافلگیری :به یک خوشحال کردن کوچک ...

به یک نگاه...به یک شاخه گل...

دل آدم گاهی...چه شاد است ...به یک فهمیده شدن درست !

به یک لبخند! یک سلام !

به یک تعریف به یک تایید به یک تبریک ...!!!

و ما چه بی رحمانه این دلخوشی های کوچک و ساده را از هم دریغ میکنیم

و تمام محبت و دوست داشتنمان را گذاشته ایم کنار

تا به یک باره همه آنها را پس از مرگ نثار هم کنیم...!!!

« به کسي که دوستش داري بگو که چقدر بهش علاقه داري!!!
و چقدر در زندگي براش ارزش قائل هستي!!!
چون زماني که از دستش بدي
مهم نيست که چقدر بلند فرياد بزني
اون ديگر صدايت را نخواهد شنيد!!
***************

اعتراض:

  راهت به خانۀ پدری دور است؟ محل کارت شهر دیگری است؟ مرخصی نداری؟ درست ولی مگر یک تلفن چقدر سخت است که دریغ می کنی؟ نگو هزینه های تلفن بالا است!!!  خوب باشد!!! آنها پدر و مادر تو هستند! یادت رفته که چقدر برای تو زحمت کشیده اند ؟؟؟ خسیس !!! یک پیامک چقدر قیمت دارد که گاه آن را هم دریغ می کنی؟؟؟؟ در قیامت جواب خداوند را چه می دهی ؟ برای تسلی قلب شکستۀ آنان کدام کار خوبت را هزینه خواهی کرد؟

سرانجام ، در غروب یکی از روزهای پاییز 94 در حالیکه خورشید داشت اشعۀ بی روحش را جمع می کرد ؛ جسد بی جانش از بیمارستان ترخیص شد تا در زادگاهش در دامن گوری سرد به آرامش ابدی برسد.